۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۶, شنبه

داستان ورود به پیش شتابدهی شتابدهنده آواتک (مصاحبه دوم)

بعد از مصاحبه اول تنهای کاری که باید میکردیم انتظار بود... یک مزیت آواتک و سارا اینه که همه کاراشون بر پایه یک فرآیند و تکنولوژی محور جلو میره ... پس لازم نیست همش بدو بدو کنی و تماس بگیری .. با ایمیل همه کاراشون انجام میشه...

من چون بخشی از مسیر راهمون و قابلیت هایی که در ادامه بهش فکر کرده بودم هم طراحی و مستند کرده بودم... برای سارا فرستادم و ایشون هم که همیشه آن لاین هستن یکم بعدش تایید دریافت برای ما فرستاد.

در این بین من یک مقاله به یک کنفرانس IEEEفرستاده بودم که پذیرفته شد و برای ارایه مقاله خودم و یکی دیگه از دوستانم که هیچ اطلاعی هم از محتوای اون نداشتم به کنفرانس رفتم. یک فرصت خیلی خوب پیدا شد که با یکی از فامیل ها که تخصص طراحی و مارکتینگ داره از نزدیک صحبت کنم. خیلی خوب بود.. لوگو ، رنگبندی، ایده طرح و خیلی چیزای دیگه برام مشخص شد و لطف ایشون به اینجا رسید که بخشی از گرفیک های ما ایجاد گردید و البته بسیاری اطلاعات مفید به دست من رسید و با شاخه‌ها و مطالب جدیدی هم آشنا شدم.

در طی این مدت بالاخره یک ایمیل برای ما اومد و اعلام کرد که شما جزوه ۴۰ تیم برتر انتخاب شدید و باز هم طبق روال قبل تمامی اطلاعات مورد نیاز در این ایمیل برای ما ارسال شد. به ما اعلام شد که مثل قبل ۳ دقیقه وقت دارید و خیلی زمانبندی مهم است.

تو مصاحبه اول من دقیقا ۳:۱۰ دقیقه ارایه تموم شد و سارا خیلی خوشحال شد. اون گفت خیلی بچه ها به وقت دقت ندارن و تیم قبلی در حدود ۸ دقیقه ارای داد. به نظر من عدم رعایت زمانبندی یک نقطه ضعف بد برای یک کارآفرینه چرا عدم ناشی از عدم مدیریت درست است.

در ادامه ایمیل هم اشاره شده بود که افراد بیشتری در این جلسه هستند. جالب اینکه زمان انتخاب، اعلام نتایج و شروع فعالیت گروه جدید نیز اعلام شده بود.( گفتم برنامه ریزی جالبی دارن). بازهم سایت رزرو مصاحبه و این بار برای رزرو به سه گروه تقسیم شده بودیم و قرار بود که هر گروه در روز خاص ارایه دهد و البته ما نتونستیم در روز مرتبط رزرو کنیم. ( گروه مسکن و چت، وب و اپ و فروشگاه ساز، حسابداری)
بازهم اون قسمت ایمیل که من خیلی دوسش دارم منبع زیر را برای اطلاع بیشتر ارایه داده بود. پیشنهاد میکنم ببینید.


من با توجه به طرح جدید رنگبندی کلی ارایه را تغییر دادم، یکم مطالب را به روز کردم. خلاصه که روز ارایه سارا اصلا یادش نمیومد که اسلاید قبلی ما چه شکلی بود.
در روز مصاحبه دوم ما سعید رحمانی، محسن ملایر، سارا، ارسلان و یکی دیگر از آقایان حضور داشتند. (یادم نیست باز هم بودن یا نه) ارایه با هم در زمان مناسب به پایان رسید و شروع به سوال و جواب شد. اون روزی یکی از زمانهای جالبی بود که من به چالش مارکتینگ کشیده شدم. چون طرح ما یک کسب و کار دو وجهی بود سعید رحمانی به شدت به مساله اینکه از کدوم طرف و چطوری شروع به جذب میکنید توجه کرد و بحث این قسمت خیلی جدی شد. البته در نهایت به توافق نرسیدیم و شاید به نوعی سارا پا در میانی کرد و قرار شد بعدا اگر وارد شدیم بیشتر بحث و تحلیل کنیم. در کل راه من همیشه از این آگاه هستم که با افراد توانمند و با تجربه در ارتباط خواهیم بود پس با حفظ احترام سعی میکنم بحث برای اطلاع و یادگیری داشته باشم.
جلسه تموم شد و من شاید زیاد خوشحال نبودم. از اینکه شاید رد بشیم و اینکه چرا نتونستم طرح توجیه کنم پس حتما مشکلی هست و باید اونو پیدا کنم.

دیگه خسته شدم... ادامه در پست بعدی...  ;)





هیچ نظری موجود نیست: