۱۳۹۴ خرداد ۲۱, پنجشنبه

چرا کنفرانس پل خوب بود.. (iBridges)

کنفرانس پل با موضوع کارآفرینی در ایران برای دومین بار و این بار در برلین برگزار شد. مدت کنفرانس ۳ روز بود. در طول سالها شرکت در انواع کنفرانس‌ها، مسابقات و گردهمایی‌ها شاید به جرات بتونم بگم که این کنفرانس یکی از با ارزش ترین گردهمایی هایی بود که تا به حال رفته بودم. اگر از مشکلات فرآیند ویزا گرفتن آلمان و وقت و هزینه که باید صرف این مساله کرد بگذریم سایر موارد بسیار ارزشمند و مفید بود.

بنا به گزارش برگزار کننده کنفرانس پل امسال ۱۱۰۰ نفر از ۵۰ کشور شرکت کردند و البته کاملا مشخص است که تقریبا همگی ایرانی بودند. چرا تقریبا، برای اینکه شرکت کنندگان دیگری با ریشه غیر ایرانی نیز در این کنفرانس حضور داشتند. برای مثال اقای دیو مک کلایر که مشخصا دوستان در حوزه نوپا همگی ایشون میشناسن در روز اول یک ارايه بسیار جالب و ارزشمند داشتند که من توصیه قطعی میکنم در کانال یوتیوب کنفراس پل فیلم های منتشر شده را مشاهده کنید. یا بهتر از یوتیوب فعلا در صفحه خود کنفرانس تمامی ویدیوها به ترتیب ارایه و شبکه Vimeo موجود است.

سفر به آلمان

فرآیند جمع اوری مدارک و رفتن به سفارت و درخواست ویزا شروع حرکت به سمت این کنفرانس بود و بالاخره در اخرین روزهای باقی مانده پاسپورت با ویزا به دست من رسید و بر پایه اون هتل و بلیط تهیه شد. روز پرواز که دقیقا یک روز قبل کنفرانس بود از تهران و فرودگاه با یک توقف در استانبول به آلمان و برلین رسیدیم. شب بود و به سمت هتل رفتیم و کارهای ورود را انجام دادیم و اماده شدیم برای فردا روز اول کنفرانس.

روز اول

صبح زود پس از بیدار شدن و صرف صبحانه به سمت سالن برگزاری یا همون مکعب شهر که حدودا ۱۰ دقیقه با ماشین از ما فاصله داشت حرکت کردیم. در بدو ورود کارت و مراحل ورود انجام شد و به سالن اصلی در طبقه زیرین مجموعه برای بازگشایی رسمی رفتیم. با حدود نیم ساعت تاخیر مراسم شروع شد و قطعا دیدن فیلم خالی از لطف نیست.
برنامه کنفرانس رو میتونید ببینید.
مجری از شرکت کننده ها سوالی در مورد آنکه هر کی از کجا آمده پرسید و خواست دست ها را بلند کنند. ابتدا خواست کسانی که از ایران آمده اند دست هایشان را بلند کنند. سپس از اروپا، آمریکا و کاناد/استرالیا.. و جالب بود که تقریبا ایران، اروپا و امریکا برابر بودن و کانادا/استرالیا انگشت شمار.
سپس سخنرانی های شروع شد که حتما پیشنهاد میکنم دیو مک کلر و حمید بیگلری را ببینید. همچنین عصر روز اول هم در مورد کارآفرینی اجتماعی صحبت شد که اون هم بسیار جالب بود.
در زمان هایی که سالن اصلی برنامه نداشت، سالن های جانبی برنامه های بسیار ارزنده ای داشتند. عنوان های این برنامه ها هیجان انگیز بودند چه برسه به حضور در آنها. من خودم در برنامه های زیر شرکت کردم.
  1. Designing the Perfect Product: Understanding the Concept of Minimal Viable Product
  2. Pitch Fest 
یک فرصت مناسبی که در این کنفرانس برای افراد دارای ایده یا شرکت نوپا ایجاد شده بود که این افراد از قبل ثبت نام کرده و در جلساتی به نام Pitch Fest ارایه خود را با حضور سرمایه گذاران و افراد با تجربه دفاع می کردند و در نهایت ۶ گروه روز آخر برگزیده شد که فرصت سفر به سیلیکون ولی برای آنها محیا شد.
البته که فرصت خوبی است ولی امیدوارم خوب هم استفاده بشه و فقط بعنوان یک سفر خارجی و ارضا محدودیت هایی که ما در سفر به کشورهای دیگر داریم برداشت نشود.

روز دوم

شروع این روز با سخرانی دکتر مشایخی و یک میزگرد شروع شد که خوب بود و سپس وارد جلسات در سالن های جانبی شدیم.
در این روز یاد یکی از ویدیو های تد افتادم و به شخصه موضوع را حس کردم. این ویدو در مورد تناقض در انتخاب که در اثر داشتن انتخاب های خوب زیاد پیش می‌اید رو تشریح میکنه. اینقدر جلسات خوب و جذاب همزمان برگزار میشد که انتخاب بسیار مشکل میشد.


در این روز من دو جلسه زیر را انتخاب کردم و بسیار عالی بود:
  1. Unleashing your Teams Talents: Leadership and Participative Management
  2. Software Sales: Enterprise Software Sales / SaaS and Consumer Software Sales

در آخر این روز هم رضا پاکروان مردی با اراده آهنین که در تد ایران هم سخنرانی کرده بود داستان سفر ۱۰۰ روزه خود با دوچرخه را با عنوان ارزش قبول ریسک ارایه داد. این مرد مرز حدهای انسان را جابجا کرده و نشانی از قدرت و توانمندی نا محدود ما است. داستان مشکلات و سختی های مسیر و موانعی که گاها تشویش رها کردن هدف را القا میکرد تشریح کرد و در نهایت نشان داد که تحمل فشار و ریسک چه ارزشی به ارمقان خواهد آورد.
نهایتا برندگان Pitch Fest اعلام شدن و به زودی یک سفر به سیلیکون ولی خواهند داشت.

روز سوم

روز آخر و خداحافظی با کنفرانس. 
به دلیل خستگی مفرط از و کم خوابی که از ایران با خودم آورده بودم این روز خواب موندیم و حلسات اول از دست دادیم ولی به پرینت ۳ بعدی رسیدیم و یک نمایش یک جهش و استفاده از پرینتر برای تولید ماشین توسط شرکت Local Motors بود.
مجددا تناقض انتخاب شروع شد و در نهایت انتخاب من موارد زیر شد:

  1.  Understanding Venture Capital – From early to Late Stage
  2. Investor Pitch: How to Make the Ultimate Pitch and Take Your Venture to the Next Level
البته اولی برگزار نشد و من از این فرصت برای ارتباط با دیگران استفاده کردم.
در آخر هم یک میز گرد و ارایه اختتمایه بسیار ارزشمند توسط امیر زرکش بود که حتما این ارایه را هم ببینید.

یک روز استراحت

 کنفرانس تموم شد و بار خاطرات، اطلاعات و روابط جدید آن باقی ماند. چیزی که هدف این کنفرانس بودو فرصتی بی بدیل که امکان اشنایی با ایرانیان موفق خارج ایران، توانمندی انها و فرصت هایی جدید را ایجاد کرد. حقیقا توصیف توانمندی این افرای از چهارچوب ذهنی من خارج بود و حتی نمیتونم قدرت دانش و تجربه این افراد را توصیف کنم. 
در روز یکشنبه ما کمی وقت داشتیم که شهر را ببینیم و در این کشور قدرمند روزهای یک شنبه همه جا تعطیل بود. خیلی جالب بود این فرصت خوب نصیب ما شد که کلا خرید را فراموش کنیم. پس در نتیجه وقت ازاد زیادی داریم که کمتر نصیب یک ایرانی مسافر در خارج از کشور می‌شود. این زمان فقط به پیاده روی و مشاهده این ملت اریایی شد که شاید کمی بیشتر تفاوت این دو قوم اریایی رو درک کنم.
در مورد فقط این یک روز یک پست دیگر خواهم نوشت.

پنجمین روز

باز برگشتم به فشردگی و صبح بسیار زود بیدار شدیم وسایل را شب قبل و امروز صبح کامل بستیم. سریع یک دوش و صبحانه و اتاق را تخلیه کردیم. 
چرا این همه عجله؟ چون ۸ صبح یک تور از طرف کنفرانس قرار بود ۴ مرکز حوزه کارآفرینی به ما نشان دهد.
پس وسایل تحویل هتل دادیم و رفتیم سر قرار...
بالاخره بعد در این سفر ما یک موقعیت پیدا کردیم یک کافی استارباکس با دوست عزیز و طرفدار استارباکس بخوریم. کافی گرفتیم و پیاده رفتیم سر قرار. خب یک سری از دوستان ایرانی دور هم بودن و ما هم اونجا بودیم. همگی اماده سوار شدن به اتوبوس ها و با سه اتوبوس حرکت کردیم.
  • Factory
این جا یک کارخانه قدیمی بود که توسط یک گروه کاملا بازسازی شده بود و انواع امکانات جهت اجاره فضای کاری خوب ایجاد شده بود. مثلا تیم SoundCloud در اینجا مستقر بودن.
  • betahous
مثل کارخانه اینحا هم فضای کاری مناسب به شرکت‌های نوپا اجاره میداد ولی مدل کاری کاملا متفاوتی داشت.
  • Axel Springer - Plug & Play
مشخصا این مجموعه یک شتابدهنده با اخد ۵٪ و حمایت ۲۵ هزار یورو بود که با پشتیبانی Axel Springer در برلین فعال بود.
  • Grants4Apps
این هم شتابندهنده دیگری در حوزه سلامتیبود که متاسفانه به دلیل کمبود زمان ما به این محل نرسیدیم و مجبور شدیم از گروه جدا بشیم.


در ادامه چند کار ناتمام باید انجام میشد، به هتل رفتیم و در نهایت فرودگاه. فرودگاه برلین خیلی بزرگ نبود و بسیار هم شلوغ بود. ولیکن در نهایت ما این شهر و کشور بسیار جالب و متمدن را به مقصد ایران ترک کردیم.
دلم برای آلمان خیلی تنگ میشه... البته نه برای خیابوناش، هوای خوبش، مراکز خریدش و یا تفریحاتش... برای فرهنگ مردمانش، سطح بالای احترام و همزیستی آنها، پلیسهای مهربون و لایقش، جایی که قدرتهای بزرگ و شاید بی رحم رایش ظهور کرد و هزارها چیز دیگه که باید تعمل کرد و نه سر سری ارزیابی کرد. خیلی چیزها هستن که شاید در اولین نگاه پشت ظاهر جذاب سفر مخفی بشن ولی باید علاقمند بود و کنکاش کرد و حتما درک خواهد شد.




هیچ نظری موجود نیست: