۱۳۹۴ آذر ۲, دوشنبه

آیا استارتآپ خطر دارد؟

این روزها همه در مورد کارآفرینی، ارزش آفرینی، استارتآپ، کسب و کار و ... صحبت میکنند. اهداف مختلفی داریم: ثروتمند شویم، برای کسی کارنکنیم و صاحب کسب و کار خودمون باشیم، ایده ای جدید وارد بازار کنیم، حتی معروف و رسانه ای شویم.


بحث‌های متفاوتی که نشان از جذاب بودن این حوزه است به وضوح در رسانه‌ها دیده می‌شود. خیلی ها مثبت هستند، بعضی با کمی شک و تردید نگاه میکنند، حتی گروهی با دیده منفی و نگاه ترس و امنیتی موارد را بررسی میکنند.

اگر نگاهی به تاریخ همین چند دهه بندازیم میبینیم که موارد مشابهی متعدد در ایران و سایر کشورها با عنوان حباب ایجاد شد و به سرعت همه گیر شد و نتیجه آن برد تعدادی افراد هوشمند و باخت بسیاری افراد تازه کار و بی تجربه بود. این حباب ها در دسته بندی‌های متعددی همانند اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، علمی و .. هستند که در این نوشتار موضوع پیدایش حباب و باورهای غلط پیرامون کارآفرینی، ارزش آفرینی یا هر عنوان زیبای دیگر است.

آیا استارتآپ و کارآفرینی خطر دارد؟

یک مثال رایج و تکراری وجود دارد که چاقو یک ابزار مفید و در عین حال خطر ساز است. استارتآپ چطور؟ من در طی مدتی کوتاهی که تجربیات متنوع در این حوزه داشتم، شاید بخش کوچکی از هر دو سوی این چاقو را دیدم. این روزها همگی در سنین مختلف علاقمند به رهایی از کارمندی و ایجاد کسب و کار شخصی هستند. جالب اینکه روند ایجاد شرکت‌های شتابدهنده و صندوق های سرمایه گذاری که نیازمند گروهی خبره و با تجربه است هم رو به افزایش است. حالا آیا واقعا همه این تازه تاسیس ها خبره هستند؟

آیا افزایش تعداد شتابدهنده و صندوق سرمایه گذاری فرصت است با تحدید؟

با توجه به رشد جهانی در این حوزه و تحول مدل های اقتصادی، راهی جز همراهی در این جریان وجود ندارد ولیکن کارآفرین، شتابدهنده و صندوق های سرمایه گذاری همگی بر لبه پرتگاه قدم بر میدارند که با کمی ناآگاهی و اشتباه به بیراهه خواهند رفت. پس ایده آل ها را رها کنیم، دانش و صبر خود را بالا ببریم و به هر دو بخش مزایا و معایب توجه کنیم. مسلما هر کسی که پول دارد دلیل بر آن نیست که در کسب و کار هم هوشمند است. پس این کارآفرین است که باید به این نکات توجه کند و عمر خود را بر همکاری با گروهی ناآگاه ولی پولدار تلف کند.

چه کسی مسئول است و باید کمک کند؟

کمک‌های دولتی را فراموش کنید، وام و پشتیبانی مالی زیاد را در ابتدا فراموش کنید. دنبال افراد هوشمند و اجرایی قوی باشد و سعی کنید ایده، تیم، شرکت و کسب و کار را خوب جمع کنید و خوب هم ارایه دهید. با این شکل تمامی درها برویتان باز خواهند شد. فقط و فقط خودتان و تیم مسئول هستید و نه هیچ شخص دیگری. هوشمند باشید و افراد هوشمند را پیدا کنید. نقل قول از کتاب گوگل چگونه کار میکند: به دنبال هوشمند خلاق باشید. کسی که مهارت فنی و کاری خوب را با محوریت کسب و کار و تولید یک محصول مورد نیاز و مشتری پسند ترکیب کرده است.

مواظب باشیم و از تجربیات دیگران استفاده کنید

به جای تمرکز به رهایی از کارمندی و راه اندازی کسب و کار شخصی به همکاری تیمی و منافع جمعی فکر کنیم. باید بدانید شاید در دوره ای باید منافع خود را صرفه نظر کنید تا جمع را کمک کنید. اگر نمیتونید از منافع خودتون در یک مدت کوتا بگذرید و منافعی حمعی را مدنظر قرار دهید، وارد این حوزه نشوید.

ثروت را هدف قرار ندهیم، بلکه ارزش همراه با ثروت را هدف قرار دهیم. زود ثروتمند نمیشید. هیچ کاری را من نمیشناسم که سریع کسی را متمول کند و همش تخیل و رویا است

در زمان کوتاه هیچ مزایایی نصیب ما نمیشود، ۶ ماه، یک سال، دو سال!! اگر وارد این حوزه شدید تحمل داشته باشید هیچ انتهایی وجود ندارد. پس دنبال این نباشید یک سال کار کنم و یک عمر بشینم پول در بیارم!!! پس چیزی که در آن اشتیاق دارید انتخاب کنید و با اون زندگی کنید.

مدیر لازم نیست. البته بهتره منظورم از مدیر را شفاف کنم، در فرهنگ ما مدیر یک نفر است که دستور بدهد و بقیه کار کنند. یک کلمه بسیار نامناسب به نام کار گِل داریم که همه آن را بصورت منفی استفاده می‌کنند. در صورتی که واقعیت این است که باید توان هر کاری را داشته باشید و هر جایی که کاری زمین ماند بردارید و انجام دهید. شخصا در صدد حذف این کلمه از فرهنگ شرکتی هستم، چرا که ارزشمندترین افراد کسانی هستند که کار را تمام میکنند و نه اینکه فقط حرف میزنند.

هیچ وظیفه‌ای کار گِل نیست و واقعیت انجام درست کار است

خیلی شنیدم که میگن ایده ۵ درصد از کل یک استارتآپ هست، ولی من دارم به این نتیجه میرسم که خود ایده تقریبا صفر است. اگر ایده تحلیل شد و ارزش، بازار و مشتری خوبی داشت حالا وقت تیم خوب است که همش همینه. پس خیلی خیلی خیلی در انتخاب همراه دقت کنید که هیچ چیز جز این برای موفقیت شما نقش کلیدی ندارد. راه ساده را هم انتخاب نکنید که بدون هم تیمی نمیتوانید بزرگ شوید

اعتبار در سایر کشورها خیلی مهم است که مشوق منفعت در طولانی مدت است ولی  متاسفانه در این قسمت کره خاکی بیشتر به برد لحظه ای فکر میکنیم. تغییر را شروع کنیم. روی برد لحظه ای فکر نکنیم، با دیدن یک موقعیت که ظاهر زیباتری دارد اعتبارتان را خراب نکنید. شاید باخت داشته باشیم ولی برد در زمان طولانی کسب می‌شود. به اعتبار و اخلاق حرفه ای کاری بیشتر توجه کنید.

بر اساس تاریح حباب ها برنده و بازنده دارند، امیدوارم همگی با دقت، احتیاط و دانش جزو برندگان باشیم و بتوانیم سطح کسب و کار حرفه‌ای را در جامعه خودمان افزایش دهیم

هیچ نظری موجود نیست: